پدیده‌ی ویوین مایر: هنر ناب یا اسطوره‌سازی رسانه‌ای؟

در سال ۲۰۰۷، کشف تصادفی یک آرشیو عظیم عکس در یک حراجی، دنیای عکاسی را شوک‌زده کرد. این آثار متعلق به شخصی به نام ویوین مایر بود؛ پرستاری گمنام که در سکوت کامل عکاسی می‌کرد. اکنون ما به قلب این بحث می‌رویم تا ۴ تحسین و ۴ نقد جدی بر این پدیده را بررسی کنیم.


بخش اول: چهار ستایش از نگاه اساتید و منتقدان

۱. روح بازیگوش و انسانیت اصیل

جوئل مایروویتز، از استادان بنام عکاسی خیابانی، نگاه مایر را ستایش می‌کند. او معتقد است عکس‌های او صرفاً مستندنگاری خشک نیستند، بلکه سرشار از «روح بازیگوش»، «شوخ‌طبعی» و «سورپرایز» هستند. مایروویتز عمیقاً تحت تأثیر انسانیت اصیل و شریفی قرار گرفته که در تمام آثار مایر مشهود است.

۲. هم‌تراز با استادان مسلم

روبرتا اسمیت، منتقد ارشد هنری، با قاطعیت آثار مایر را در ردیف آثار استادان قرن بیستم قرار داد. او نوشت که کشف مایر «تاریخ عکاسی خیابانی را گسترش می‌دهد» و حساسیت و دامنه‌ی دید او را با عکاس بزرگی چون رابرت فرانک مقایسه کرد.

۳. نوآوری در هنر «سلف-پرتره»

مایکل کیملمن بر جنبه‌ی خاص و مدرن سلف-پرتره‌های مایر تمرکز کرد. او به این نکته اشاره کرد که چگونه مایر از انعکاس‌ها و سایه‌ها استفاده می‌کرد تا خود را به شکلی پیچیده و مفهومی در جهانی که عکاسی می‌کرد، جای دهد؛ کاری که بسیار جلوتر از زمان خود بود.

۴. استعداد ناب و ذاتی

مری الن مارک، عکاس افسانه‌ای مستند، پس از دیدن چاپ‌های آثار مایر، واکنشی احساسی و صریح داشت. او به سادگی استعداد ذاتی مایر را تصدیق کرد و گفت که اگر مایر در زمان خودش کشف می‌شد، می‌توانست به یک عکاس بسیار مشهور و موفق در سطح جهانی تبدیل شود.


۵. «هیاهوی اغراق‌آمیز»

ریچارد بی. وودوارد در وال استریت ژورنال استدلال کرد که هیاهوی پیرامون مایر اغراق‌آمیز است. او معتقد بود مایر اگرچه بااستعداد بوده، اما بسیاری از آثارش تقلیدی از سبک عکاسان تثبیت‌شده‌ای چون لیزت مدل، هلن لویت و دایان آربوس است و او را پیشگام سبک جدیدی نمی‌دانست.

۶. آثاری که خود هنرمند انتخاب نکرد

آلن سکولا، عکاس و نظریه‌پرداز، نقد اساسی‌تری را مطرح کرد: ما در حال تماشای «آثار هنری» ویوین مایر نیستیم، بلکه در حال تماشای «آرشیو» او هستیم. او تأکید کرد که فرآیند «ویرایش» (یعنی انتخاب بهترین عکس‌ها و حذف عکس‌های ضعیف) بخش حیاتی کار یک عکاس است که مایر هرگز آن را انجام نداد.

۷. «اسطوره‌سازی» به جای نقد هنری

بن دیویس معتقد است که «اسطوره» و داستان مرموز زندگی مایر (پرستار بچه‌ی گوشه‌گیر) از خودِ آثارش جذاب‌تر شده است. او استدلال کرد که اگرچه عکس‌های درخشانی در آرشیو او وجود دارد، اما بخش عمده‌ی آرشیو او متوسط است و این «داستان‌سرایی» رمانتیک است که او را تا این حد مشهور کرده است.

۸. تفاوت آماتور و هنرمند

لین وارن، به عنوان یک موزه‌دار، این نکته‌ی ظریف را مطرح کرد: مایر هرگز آثارش را چاپ گسترده نکرد، به نمایش نگذاشت یا در گفتمان هنری زمان خود شرکت نکرد. آیا ما باید کسی را که برای خودش عکاسی می‌کرده، با همان معیارهای یک هنرمند حرفه‌ای که آگاهانه مجموعه‌ی هنری خلق می‌کند، قضاوت کنیم؟